حالا هی بنال
من خوراکم گشت و گذار تو وبلاگ هاست.این روزام که امتحان ها تمام شده دیگه انده بیکاریم
خلاصه از این سر بلاگفا میرم تو از اون سرش میام بیرون
این میون یه چیزی توجهمو به خودش جلب کردو از این حرف ها.آقا ای ی ی مینالن این جماعت وبلاگ نویس.از هر ده تا وبلاگ شش هفت تا واسه نالیدن به وجود اومده.از ناله و شکایت از خدا گرفنته تا ا ا ا ا ا bf و gf های عزیز تر از جان
خلاصه جگر آدم خون و در بعضی مواقع آب میشه که آدم همونجا می خواد دست به دعا ببره بگه خدا بزن این عشق رو ناکارش کن!بزن از صحنه روزگار محو کن کن
که جز جگر خونی این روزا من هیچ رویی ازش ندیدم.البته مشکل از عشق بنده خدا نیستاااااا!از عاشقا و عاشقی کردناست!نمیدونم!شایدم من اشتباه میکنم؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 21:54 توسط patrik-bob
|
"برای اینکه راه درست رو برم , لازم نیست ثابت کنم راه تو اشتباهه"